درباره روستاي آقچري

روستای آقچری در غرب تهران واقع شده و ۱۱۰ کیلومتر از تهران تا این روستا فاصله است. این روستا نزدیک شهر طالقان و از توابع شهر آبیک در استان قزوین بوده و برای رسیدن به آن باید از شهر های کرج ، هشتگرد و آبیک بگذریم و وارد جاده طالقان شویم. سپس با پشت‌سر گذاشتن شهرک زیاران و روستای خوزنان می‌توان وارد این روستا شد. روستای آقچری تقریباً ۵۰ کیلومتر با استان قزوین فاصله دارد. وجود اماکن دیدنی و مردمی خون گرم ، آب و هوای معتدل و از همه مهم‌تر شهدای هشت سال دفاع مقدس بر ویژگی‌های این روستا افزوده است. موقعیت دقیق این روستا بعد از زیاران می‌باشد.
آقچری در لغت به معنای چراگاه سفید بوده و یک واژه ترکی است. این روستا دارای معادن سنگ بوده که سهام دارانی را به خود جذب کرده‌ است.

جستجو
جديدترين نظرات ارسالي
خبرنامه پيامكي

 SMS: 20009195151505
شما می توانید با ارسال عدد 1 به شماره پیامک سایت عضو خبرنامه پیامکی شده و آخرین اخبار سایت را از طریق موبایل دریافت نمائید
Email : aqchari |@| gmail.com

آرشیو مطالب در دسته بندی ‘دست‌نوشته‌ها و خاطرات’

سال پيش تابستون كه روستا بوديم ، يه سري هم به قوري دشت زديم. قوري دشت در ابتداي آقچري قرار گرفته و پربار از بوته هاي انگوره ، ما هم رفتيم بلكه از باغمون انگور بچينيم كه يه چند تا مشمايي برداشتيم. قوري دشت جاي سرسبزي هست ، هر قسمت اين مكان بزرگ براي افراد متعدديه البته نه سندي بلكه از گذشته چون خانوادگي روش كار كردن الان هم به نام اونها شناخته ميشه ، اين عكس هم همون موقع گرفته شده كه خودم هستم.

قوري دشت - تابستان 87

مسجد روستاي آقچري يك درخت زيبا و كهن‌سال داشت كه هميشه پرندگان روي آن جمع مي‌شدند و كلي سر و صدا مي‌كردند. حالا براي چي اين درخت بي‌گناه رو برداشتن و قطع كردن ؟ خدا مي‌دونه! بهتر است كمي در نگهداري اماكن طبيعي روستا، كوشاتر باشيم …

درخت مسجد روستاي آقچري

درختي كه در تصوير مي‌بينيد، ديگر وجود ندارد !

تو اين دو سه سال اخير كه تلفن‌هاي روستايي بي‌سيم در روستاهاي كشور رواج پيدا كرده، ديگه از دفتر مخابرات خبري نيست. ده يازده سال قبل اگر يكي مي‌خواست از آقچري به تهران زنگ بزنه، بايد ميومد دفتر مخابرات آقچري، اون موقع من سني نداشتم، اما درست به خاطر دارم.

پدربزرگم مي‌رفت مخابرات، دفتر مخابرات اسبق مقابل چنارداري بيخ يعني روبه‌روي دكان آقا محسن بود. وقتي اونجا مي‌رفت، يه بابايي نشته بود پشت تلفن و شماره رو خودش مي‌گرفت، بعد اگه خط مقصد زنگ مي‌خورد، تازه گوشي رو ميداد بهت كه صحبت كني. اونم خيلي كوتاه، خوب ملت مخصوصاً در روزهاي آخر هفته بيشتر مي‌خواستن زنگ بزنن. بگذريم …

حالا دفتر مخابرات شده شوراي اسلامي روستاي آقچري كه تصاوير زير خود گواه اين موضوع است.

مخابرات آقچري

شوراي آقچري

بخشي به نام “دست‌نوشته‌ها و خاطرات” به سايت اضافه شده كه تو اين بخش مي‌شه از همه‌جا و همه‌كس در آقچري نوشت. شما هم مطلبي داريد برايمان بفرستيد تا با اسم خودتون منتشر بشه.

حالا پيلّاسگ چيه؟ اگر كمي با آقچري آشنا باشيد كه حتماً مي‌دونيد يعني چي. پيلّا يعني بزرگ، قولائك هم يعني كوچك! اينو از بزرگان ياد گرفتيم. چيزي كه در روستا الان به‌وفور يافت مي‌شه، همين پيلّاسگه. البته همشون اهلي هستن و كاري به كار كسي ندارن، ولي اگه انگولكشون كني، بايد عواقبش هم بپذيري!

يه روز تابستوني داشتيم از كوچه پس كوچه‌هاي روستا رد مي‌شديم كه گذرمون خورد به يه پيلّاسگ سياه رنگ، گفتيم يه عكس ازش بگيريم شايد يه روز بدردمون خورد! حالا منتشر مي‌شه …

پيلّاسگ در آقچري