آرشیو مطالب در دسته بندی ‘با اهالي روستا’
با خبر شدیم که نسخه چاپی صفحات سایت روستای آقچری در بین مردم روستا دست به دست شده است. خادم مسجد امام حسین (ع) روستا (آقای رضا شیرازی) نیز با دیدن تصویر و مطلب خود که قبلا در اینجا منتشر شده بود، خوشحال شده بود:

در هنگام اذان ظهر نیز سری به مسجد روستای آقچری زدیم و تصویر زیر را تهیه کردیم:

روز دوشنبه ۲۷ / ۲/ ۸۹ برای تهیه نقشه هادی روستای آقچری سری به آقایان تنکمانی و شیرازی که در مشاور املاک روستا مستقر بودند زدیم که به زودی این نقشه برای دانلود در سایت منتشر میشود.

(سمت راست آقای اسماعیل تنکمانی و سمت چپ آقای ایوب شیرازی)
چهارشنبه ای ( ۱۲ اسفند ) بعد از اذان مغرب و نماز بود که آقا رضا سرزده به خونه اومد. ما هم بعد از سلام و علیک و کمی صحبت فرصت رو غنیمت شمرده یه عکس از ایشون که زیر کرسی هم هست گرفتیم. لازم به ذکره که آقا رضا شیرازی مسجدبان روستای آقچری است. همونطوری که خودش می گفت ، زن و فرزنداش زیاران هستن و خودش آقچری هست ، چون فعلا در آقچری مکان آموزشی فعال وجود نداره.

این سه تصویر که شما هماکنون مشاهده میکنید مربوطه به چند دهه قبل بوده و واقعاً بینظیر میباشد. تمام اینها میتواند خاطرات قدیمیهای روستای آقچری را زنده کند. به هر حال شما هم اگر این افراد را میشناسید، در نظرات اعلام فرمائید.



با تشکر از آقای براتعلی محمد علیزاده که این تصاویر را در اختیار ما قرار دادند.
روز گذشته به منزل براتعلی محمد علیزاده رفتیم ، خانهای قدیمی و کوچک در شرق تهران. او از بزرگان روستا محسوب میشه که از موقعی که ما یادمون هست تنها در این خانه کلنگی ساکن هست. الان بازنشته هست و بازاری، به قول خودش تو منوچهری رفت و آمد زیادی داره و سرشو با عتیقه و اجناس و کتب و قالیهای دستباف قدیمی گرم کرده.
تو اقوام به عمو معروفه ، اقوام هم نهایتاً سالی یکی دو بار بهش سر بزنن. آدم خوبیه ولی اخلاق خاص خودشو داره، نمیدونم چرا نمیزاره یه خط تلفن یا موبایل براش تهیه بشه، خودش میگه نمیخرم، پولشم دارم ! دیگه الله اعلم !
جمعهای که سرزده رفتیم خونش، گفت چرا خبر ندادید؟ ما هم به شوخی گفتیم زنگ زدیم و تلفن را برنداشتید! دریغ از یک خط تلفن!
بهش گفتیم عمو، خوشه چندی؟ گفت ما به این خوشه موشهها کاری نداریم! فقط اینو بدون ۱۶۰۰۰ تومان از حقوقم کسر شده! بهش گفتیم عمو، شاه یا خمینی (ره)؟ گفت خدا هر جفتشون رو بیامرزه ! بگذریم …
رفت آلبوم عکسشو آورد، عکسهای دیدنی و بینظیر از گذشتهها، از خاطرات تکرار نشدنی روزگارهای دور در آقچری، گفتیم عکسها رو میدی به ما اسکن کنیم بزاریم تو سایت؟ طبق معمول پاسخش منفی بود! ما هم گفتیم همینم از دست میدیم، بزار با موبایل از روشون عکس بگیریم، از هیچی که بهتره …
۱- تصویر اول ، براتعلی محمد علیزاده را در روزگاران گذشته و ایام جوانی نشان میدهد.

۲- تصویر دوم، جدیدترین تصویر براتعلی محمد علیزاده میباشد.

۳- تعزیهخوانی ایام دور در روستای آقچری در این تصویر مشخص است.

مابقی تصاویر در روزهای آینده منتشر میگردد …
کرم رو که یادتون هست ؟ “ کرم ” از اهالی قدیمی آقچری هست و با اینکه دندون نداره میشه یه جورایی صحبتشو فهمید و از گذشته باهاش حرف زد. حتی یکی دو باری هم باهاش در مورد صحت وجود اجنه در آقچری بحث کردیم ، اگه بشه یه جوری ردیف کنیم که دندون مصنوعی براش بگیریم که دیگه غوغاست ، همونطوری که میدونید ” کرم ” یه پیلاسگ و یه قولائک گربه داره ، ما هم از این فرصت استفاده کردیم و در تابستان ۸۷ این کلیپ رو گرفتیم. در این کلیپ شاهد رفت و آمد سگ و گربه با کرم هستید.

بدون شرح …
از سمت راست : ذبیح آقانبی ، احداله آقانبی و محمدعلی محمد علیزاده
البته این فایل صوتی مربوطه به تابستان میشه، اما تا امروز مجال منتشر شدنش فراهم نشده بود. به هر حال به سراغ یکی از اهالی روستای آقچری رفتیم، ماه شکری نامی که در حال حاضر مسئولیت حمام عمومی روستا را عهده دار است.
از او پرسیدم که قضیه وجود اجنه در حمام ده چیه که بعضیها اون رو تعریف میکنن؟ که ایشون هم آب پاکی را ریخت رو دستمون و از پایه و اساس همه چیز رو تکذیب کرد! گفت ما که چیزی ندیدیم تا حالا! شب هم میام اینجا و خبری نیست! دیگه قضاوت با خودتون !