روز گذشته به منزل براتعلی محمد علیزاده رفتیم ، خانهای قدیمی و کوچک در شرق تهران. او از بزرگان روستا محسوب میشه که از موقعی که ما یادمون هست تنها در این خانه کلنگی ساکن هست. الان بازنشته هست و بازاری، به قول خودش تو منوچهری رفت و آمد زیادی داره و سرشو با عتیقه و اجناس و کتب و قالیهای دستباف قدیمی گرم کرده.
تو اقوام به عمو معروفه ، اقوام هم نهایتاً سالی یکی دو بار بهش سر بزنن. آدم خوبیه ولی اخلاق خاص خودشو داره، نمیدونم چرا نمیزاره یه خط تلفن یا موبایل براش تهیه بشه، خودش میگه نمیخرم، پولشم دارم ! دیگه الله اعلم !
جمعهای که سرزده رفتیم خونش، گفت چرا خبر ندادید؟ ما هم به شوخی گفتیم زنگ زدیم و تلفن را برنداشتید! دریغ از یک خط تلفن!
بهش گفتیم عمو، خوشه چندی؟ گفت ما به این خوشه موشهها کاری نداریم! فقط اینو بدون ۱۶۰۰۰ تومان از حقوقم کسر شده! بهش گفتیم عمو، شاه یا خمینی (ره)؟ گفت خدا هر جفتشون رو بیامرزه ! بگذریم …
رفت آلبوم عکسشو آورد، عکسهای دیدنی و بینظیر از گذشتهها، از خاطرات تکرار نشدنی روزگارهای دور در آقچری، گفتیم عکسها رو میدی به ما اسکن کنیم بزاریم تو سایت؟ طبق معمول پاسخش منفی بود! ما هم گفتیم همینم از دست میدیم، بزار با موبایل از روشون عکس بگیریم، از هیچی که بهتره …
۱- تصویر اول ، براتعلی محمد علیزاده را در روزگاران گذشته و ایام جوانی نشان میدهد.

۲- تصویر دوم، جدیدترین تصویر براتعلی محمد علیزاده میباشد.

۳- تعزیهخوانی ایام دور در روستای آقچری در این تصویر مشخص است.

مابقی تصاویر در روزهای آینده منتشر میگردد …
سلام چه خوب میشه اگه با افراد بومی و کهنسالان روستا بازم صحبت بشه
این کارتون خیلی به ما جوونترا برای درک کردن بهتر خیلی چیزا کمک میکنه
من مایلم کمک کنم
پاسخ نیلوفر : مطالب، تصاویر و گزارشهای خود را برایمان ایمیل کنید و مطمئن باشید از آنها استفاده خواهیم کرد.